از یـه جایـی بـــه بــعـد . . .مـــرض چــک کردن موبـایـلت خوب میشهحتــــی یـه وقتـــایـــی یادت مـیـره گــوشــی داریدیـگـﮧ دلشوره نداری کــه گـوشـیـتـو جـا بـذارییـا اس ام اسی بــی جـــوابــــ بمونــــهاز یه جایی به بعد . . .دیگــــه دوست نداری هیچ کسی روبـــه خـــلوت خودت راه بـدی حتی اگـه تـنـهایی کــلافت ات کرده باشـــهاز یـه جایــی بـﮧ بـعـد . . .وقــتـــی ڪـسـی بهتــــ مـیـگـه دوستـــ دارملـبـخند مـیـزنــی و ازش فــاصــلـه مـیـگـیـریاز یـه جایـــی بـﮧ بـعـد. . .هــر روز دلت برای یــه آغـــوشــــ امن تنگ میشهاما دیگه به هیچ اغوشی فکر نمیکنیاز یه جایی به بعد . . .حرفــــی واسه گفتن نداریساکت بودن رو بــه خیلی از حرفـــا ترجیـــــح میدیو میری تو لاک خودتاز یه جایی به بعد . . .از ایـنـڪــه دوسـتــــ داشـتــه باشـن می ترسـیجای دوست داشتـﮧ شـدن ها توی تن و فـڪـر و قـلبـتـــ می سوزهاز یـه جایـی بـﮧبعد . . .فقط یـه حس داری…حس بی تفاوتـی نـه از دوست داشتـن ها خـوشحال میشـیو نـه از دوست نـداشتـن ها ناراحتاز یـه جایـی بـه بعـد. . .توی هـیـجان انــگیــز تریـنلحظه هـــا فقط نگاه می ڪنـیاز یه جایی به بعد . . .
+ نوشته شده در جمعه هفتم شهریور ۱۳۹۹ساعت 23:57  توسط حمیدرضا پرکار
|
برچسب: نویسنده: بهنام مرادی تاريخ: پنجشنبه 9 تير 1401 ساعت: 16:46